مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
224
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - بالجملة ، در شب عاشورا حسين عليه السلام تا بامداد با أصحاب راكع وساجد وقائم وقاعد بودند وخداى را به ستايش ونيايش ياد مىكردند وبه تسبيح وتهليل مشغول بودند . 1 . اصغاء : گوش دادن . 2 . فريداً ، وحيداً ، تنها : يك تنه . ( 3 - 3 * ) [ قريب به اين مطلب در كتاب ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 2 / 108 - 109 نيز آمده است ] . 4 . كشتن شرعي شتر را « نحر » گويند وطريقهء آن ايناست كه دستهاى أو را مىبندند وكاردى به گلوگاهش فرو مىبرند . 5 . عدت ( به كسر عين ) : افراد سپاه ؛ وبه ضم عين : اسلحه وأسباب جنگ . 6 . منيف ، اسم فاعل از انافة : عالي ، بلند . 7 . اقتحام : بازحمت خود را در كارى انداختن . سپهر ، ناسخ التواريخ سيّد الشهدا عليه السلام ، 2 / 219 - 224 حسين بن همدان حضينى به سند خود از أبى حمزهء ثمالى وسيّد بحراني بىذكر سند از أو روايت كردهاند كه گفت : از علي بن الحسين عليه السلام شنيدم ، مىفرمود : شبِ آن روزى كه پدرم شهيد شد ، خويشان ويارانش را جمع كرد وبه آنها فرمود : « اى خاندان وشيعيانم ! اين شب را چون شترى رهوار به حساب آريد وخود را نجات دهيد . جز شخص مرا نخواهند واگر مرا بكشند ، در فكر شماها نباشند . خدا شما را رحمت كند . نجات يابيد . بيعت را از شما برداشتم وپيمانى كه با من بستيد ، وا گذاشتم . » برادران وكسان ويارانش يكزبان گفتند : « به خدا اى آقاى ما ، اى ابا عبداللَّه ! تو را هرگز وا نگذاريم . مردم گويند امام وبزرگ وآقاى خود را تنها گذاشتند تا كشته شد . ميان خود وخدا آزمايش دهيم وعذر جوييم وتو را رها نكنيم تا قربانت شويم . » فرمود : « من فردا كشته مىشوم وشما همه با من كشته مىشويد واحدى از شما نمىماند . » گفتند : « حمد خدا را كه ما را به يارى تو گرامى داشت وبه كشتن با تو شرافت داد . ما نپسنديم كه با تو همدرجه باشيم ، يا ابن رسول اللَّه . » فرمود : « خدا به شما جزاى خير دهد ! » وبر آنها دعا كرد . صبح كه شد ، أو وهمه كشته شدند . قاسم بن حسن عرض كرد : « من هم در كشتگانم ؟ » بر أو رقت كرد وفرمود : « پسر جانم ! مرگ نزد تو چگونه است ؟ » گفت : « از عسل شيرينتر . » فرمود : « آرى ! به خدا عمويت قربانت ، تو هم يكى از آن مردانى كه با من كشته مىشوى ؛ پس از آنكه سخت گرفتار شوى . پسر كوچكم عبداللَّه هم كشته مىشود . » گفت : « عمو جان ! به زنان هم مىرسند تا آن كودك شيرخوار را بكشند ؟ » -